روضه حضرت رقیه(ع)
یا رقیه س
امشب
شب دختری است که با گریه هایش ، یزید و یزدیان را رسوا کرد ؛ شب دختر سه
ساله ای که در خرابه های شام در مقابل گریه ها و بهانه برای پدرش ، سر امام
را آوردند ؛
حضرت
رقیه (س) دختر کوچک امام حسین بود که در شام پس از درد و دل فراوان با سر
پدر در خرابه های شام جان سپرد و به دیدار پدرش در بهشت برین شتافت.
دستان
کوچک حضرت رقیه حاجات فراوانی داده است ؛ هرکس در دنیا حاجتی دارد ؛
بهترین حاجات فرج امام زمان است که ان شاءالله روزی چشمان ما به جمال مبارک
آن حضرت روشن شود. ما را هم در این شب عزیز دعا کنید.
باب الحسین در جنّت
میرزای شیرازی فرمود:
در
حدود سی و چند سال قبل ، مشرّف به نجف اشرف شده و پس از زیارت مولا
امیرالمومنین علیه السلام روز جمعه ای موفق به زیارت آیت الله العظمی میرزا
عبدالهادی شیرازی شدم ایشان فرمودند: " شبی صحرای قیامت را خواب دیدم که
دری به بهشت دارد و علما و فقها و مراجع تقلید در صف طولانی ایستاده و حضرت
صادق علیه الصلوة و السلام به حساب آنها رسیده و بهشت می فرستد و من دیدم
در اواخر صف هستم تا نوبت به من برسد ، طول می کشد ، نگاه کردم دیدم در
دیگری به بهشت باز است که آن را باب الحسین می گویند ؛ ولی آن جا کسی معطّل
نمی شود و با خودم گفتم : از این در می روم پس به سوی آن در آمدم و تا
خواستم وارد شوم ، دربان گفت : نمی شود این در مخصوص اهل منبر و ذاکرین
حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام است .
شما که منبری نیستی پس از خواب بیدار شدم و بنا گذاشتم که هر شب جمعه خودم برای بچه های خود روضه بخوانم.
یا رقیه(س)
و
فرشته ای سه ساله کنج خرابه را آب جارو می کند . امشب خرابه میهمان دارد و
تنها اوست که خبر آمدنش را می داند . خرابه نشینان ، که زخم خوردگان دوران
غربتند ، بی خبر از همه جا ، محو جنب و جوش فرشته اند و با تعجب از هم
علتش را می پرسند.
و
فرشته ای سه ساله کنج خرابه را آب جارو می کند . امشب خرابه میهمان دارد و
تنها اوست که خبر آمدنش را می داند . خرابه نشینان ، که زخم خوردگان دوران
غربتند ، بی خبر از همه جا ، محو جنب و جوش فرشته اند و با تعجب از هم
علتش را می پرسند .چه شده و چه کسی قرار است به خلوت خرابه پا گذارد ؟
چگونه است که تنهای تنها ، فرشته ی سه ساله صدای قدمهایش را شنیده ؟ همان
که پرسوخته ترین بوده و در میان امواج متلاطم روزگار ، آشفته ترین ساحل را
تجربه کرده .
اما
او ، بی توجه به اطرافیان و نگاه پر از تعجبشان ، سرگرم چیدن بساط میهمانی
است و می داند که چه می کند . فرشته ، دلش حال و هوای آسمان گرفته و می
خواهد چنان به استقبال میهمانش برود تا دیگر توان دل کندن از او را نداشته
باشد و با یارش تا آسمانها پر باز کند . این شاید آخرین فرصت پرواز برای
پرشکسته ترین فرشته باشد و او باید قدر این فرصت گرانبها را بداند ؛ که می
داند .در کنج خرابه برای شستشوی رویش آبی می طلبد و هنگام رویت آب ، می رود
در دل خاطرات آن ظهر حزن انگیز ، عمو ، عطش ، …
از
آب دست می کشد و مخفیانه ، نیم نگاهی به لباسش می کند ! ای کاش برای چنین
میهمانی بزرگی ، بهترین لباسها را به همراه داشتم ، اما …
اندکی
به فکر فرو می رود ؛ آری ، برای خوش آمدگویی چه زیباست با آنچه میهمان
قبلا برایش هدیه آورده ، خود را بیاراید . اما نه ؛ هدیه ی میهمانش مفقود
شده ، به غارت ، گوشواره اش …
گاهی
آسمان دیدگانش ابری و بارانی می شود و گاهی حال و هوای لبانش سرشار از
شادمانی . می گرید از اینکه در کنج خرابه نمی تواند آنگونه که شایسته ی
اوست پذیرای میهمانش باشد و می خندد چون می داند که امشب شب پرواز است …
خورشید
به غربی ترین نقطه رسیده و آسمان ، غم غروبش را به دل خرابه نشینان جاری
نموده . غروب خرابه مرگ آور است و خراباتیان زانو در بغل ، آنچه بر سرشان
آمده را برای چندمین بار مرور می کنند .
اما
، فرشته امشب شادمان است و بی آنکه دست به دیوار شود و پر شکسته اش را بر
شانه ی دیگران بگذارد ، به همه سرکشی می کند و بشارت می دهد : به دلم برات
شده …
شب از نیمه گذشت و میهمانی به آخر رسید و فرشته ای دیگر ، پر پرواز گرفت و با میهمانش رفت تا آسمانها ؛ تا خدا …
آری
؛ فرشته یک منتظِر بود و آیین چشم انتظاری را می دانست . او چنان در پی
دلدارش ، کوچه به کوچه ، مجلس به مجلس ، خرابه به خرابه ، راه پیمود تا
منتظَرش را نه با پا ، بلکه با سر به دیدارش کشاند . او می دانست که طی
طریق انتظار با خمیدگی و خمودگی ممکن نیست ؛ در جاده ی انتظار باید ایستاده
ماند …
آه من تنهاترین، تنهای این دنیام
هیچ یاری، مهربانی، هیچ همدردی
نیست حتی سایه ای اینجا
قلب من عمریست بغضش را فروخورده
اشک های تلخ من هم سخت، تکراریست
هستم اما از تهی هم نیست تر، گویا
بودنم همرنگ مرگی ممتد و جاریست

تاریخ برگشت به ایران
ضمن عذر خواهی از سروران گرامی . متأسفانه بدلیل مشکلات اینترنت موجود در هتل و مسایل سیاسی در منطقه امکان بروز رسانی وبلاگ میسر نشد. حتی با مراجعه به بعضی از هنتلهای اطراف نیز این امر تحقق نیافت. لذا از کلیه عزیزان در خصوص عدم ارائه گزارش سفر عذر خواهی می کنیم امید است که مارا عفو نمایند.
جهت استحضار شما از تاریخ برگشت زائرین محترم پرواز کاروان ساعت 12:20َ روز چهارشنبه مورخ 2/8/1392 بوقت عربستان می باشد. شماره پرواز برگشت 1515 شرکت هواپیمایی ایران ایر به مقصد فرودگاه شهید صدوقی یزد می باشد. انشاءاله پرواز حدود ساعت 3 بعد از ظهر بوقت ایران بزمین خواهد نشست. جهت اطلاع از زمان دقیق پرواز با شماره تلفن 199 فرودگاه شهیذ صدوقی یزد تماس و اطلاع حاصل نمایید. بامید سفر بی خطر برای همه مسافرین بویژه مسلمانان و زائرین بیت الله الحرام.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ